محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
625
خلد برين ( فارسى )
به شاهقلى سلطان سپرده شد كه به نظر سنان پاشا رساند . مشار اليه به صوب مقصد شتافته رسم سفارت به جاى آورد و سنان پاشا به شروط مذكوره قبول مصالحه نموده تبت اوغلى را خشنود بازگردانيد و مصلحت چنان ديد كه يكى از امراى عالى شان به رسم سفارت به جانب روم روان شده به اتفاق پاشاى صلاح انديش كار مصالحه را از پيش برد . بنابر اين ابراهيم خان ولد حيدر سلطان چاتوق تركمان به ايلچيگرى روم موسوم شده با نامهء صداقت عنوان و تحف و هداياى شايان متوجه آن مرز و بوم گرديد . و چون بر هم خوردگى مزاج زمانه بر سر بهانه و علاجش منحصر در مداواى تيغ جوهردار شهريار يگانه يعنى نواب گيتى ستان فردوس مكان بود آن همه تدبير و آمد و رفت بىفايده برآمد و بنا بر آن كه سنان پاشا و عثمان پاشا از راه همچشميها با هم طريق نفاق مىپيمودند و عرضه داشت سنان پاشا از دربند به درگاه پادشاه روم رفته عثمان پاشا را به جرم مساهله و جانبدارى متهم ساخته بود ، چون ابراهيم خان به خدمت سلطان مراد - خان قيصر روم رسيده تبليغ رسالت نمود از قيصر در باب قبول صلح و صلاح ، جوابى دلخواه نشنود و اين معنى باعث آن گرديد كه در سال ديگر فرهاد پاشا را سردار عسكر قيامت اثر روم كرده به تسخير ايران روان نمود و ولايت چخور سعد و قراباغ و اكثر محال آذربايجان به ورود وى از تصرف كاركنان دولت ابد بنيان بيرون رفت و ابراهيم خان در استنبول سرگردان مىگشت تا بعد از هفت سال كه كوكب اقبالش از حضيض و بال برآمد و تخت سلطنت ايران به جلوس همايون خاقان گيتى ستان فردوس مكان همدوش آسمان گرديد به دستورى قيصر از آن كشور مراجعت نموده به درگاه پادشاه بحر و بر رسيد و تفصيل اين قضايا در مقام خود از مساعدت وقت مأمول است ان شاء - الله تعالى .